<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تعاملات دیپلماتیک</title>
    <link>https://www.dpiq.ir/</link>
    <description>تعاملات دیپلماتیک</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Mon, 22 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>دیپلماسی علمی اتریش: ساختار، نهادها و سازوکارهای اجرایی در سیاست خارجی</title>
      <link>https://www.dpiq.ir/article_250343.html</link>
      <description>دیپلماسی علمی در دهه‌های اخیر به یکی از ابزارهای مهم سیاست خارجی کشورها برای توسعه همکاری‌های بین‌المللی، افزایش قدرت نرم، مدیریت چالش‌های فراملی و ارتقای جایگاه آنان در نظام‌بین‌الملل تبدیل شده است. اتریش به دلیل برخورداری از نظام علمی توسعه‌یافته، حضور فعال در سازمان‌های بین‌المللی، عضویت مؤثر در اتحادیه اروپا و چندجانبه گرایی، یکی از نمونه‌های مهم بهره‌گیری از دیپلماسی علمی در میان کشورهای اروپایی محسوب می‌شود. هدف اصلی این مقاله بررسی ساختار نهادی، بازیگران اصلی، اولویت‌های موضوعی و سازوکارهای اجرایی دیپلماسی علمی اتریش و تبیین نقش آن در تحقق اهداف سیاست خارجی این کشور است. پژوهش حاضر با روش کیفی و شیوه تبیینی و با بهره‌گیری از مطالعه اسناد رسمی دولت اتریش، گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی و منابع علمی معتبر انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش بر دیپلماسی مسیر دو استوار است و دیپلماسی علمی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اشکال تعامل میان دیپلماسی رسمی و شبکه‌های علمی غیردولتی مورد بررسی قرار می‌گیرد. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که موفقیت دیپلماسی علمی اتریش حاصل وجود نظام حکمرانی منسجم علم و فناوری، هماهنگی میان دستگاه سیاست خارجی و نهادهای علمی، تأمین مالی پایدار پژوهش، مشارکت فعال بازیگران غیردولتی، توسعه شبکه‌های علمی ملی و بین‌المللی و حضور مؤثر در برنامه‌های پژوهشی اتحادیه اروپا است. همچنین، تجربه اتریش نشان می‌دهد که دیپلماسی علمی علاوه بر ارتقای ظرفیت علمی و فناورانه کشور، می‌تواند به افزایش قدرت نرم، تقویت اعتبار بین‌المللی، جذب سرمایه انسانی و توسعه همکاری‌های چندجانبه کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>سیاست خارجی هند در قبال اسرائیل در دوره نارندرا مودی از منظر واقع‌گرایی نوکلاسیک (2014-2025)</title>
      <link>https://www.dpiq.ir/article_246618.html</link>
      <description>از زمان روی کار آمدن دولت مودی در سال ۲۰۱۴ غرب آسیا به عنوان همسایگی دور، جایگاه ویژه‌ای در سیاست خارجی هند برای تبدیل شدن به یک قدرت بین‌المللی نوظهور یافته است. برخلاف دولت‌های پیشین، دولت مودی در تقویت روابط سیاسی، اقتصادی و امنیتی با اسرائیل بی‌پرواتر عمل کرده است. هدف این تحقیق، تبیین تغییر رویکردهای دیپلماتیک هند نسبت به اسرائیل در دوران مودی با استفاده از نظریه واقع‌گرایی نوکلاسیک است. سؤال اصلی آن است که چرا این سیاست از پیوندهای پنهانی فراتر رفته و آشکارا بر مشارکت استراتژیک استوار شده است؟ فرضیه تحقیق این است که تغییر در ادراک رهبران هند از تهدیدها و فرصت‌های بین‌المللی و منطقه‌ای در دوره مودی، علت این تحول بوده است. این تحقیق با روش کیفی و رویکرد مطالعه موردی، و با تکنیک ردیابی فرایند به دنبال شناسایی مکانیسم علّی (تبیین تکوینی) تغییر مذکور است. راهبرد استدلال، قیاسی-فرضیه‌ای است. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که محرکه‌های ساختاری در محیط استراتژیک هند چون ظهور چین به عنوان یک قطب بین‌المللی قدرت، متغیر تعیین‌کننده در توضیح مشارکت استراتژیک هند با اسرائیل است. با این حال، مکانیسم علّی شامل عوامل داخلی چون: برداشت ذهنی مودی از تهدیدها و فرصت‌ها، بازتعریف فرهنگ استراتژیک هند بر مبنای واقع‌گرایی هندو، تغییر ذهنیت بوروکرات‌ها، و بسیج افکار عمومی و نخبگان از طریق رسانه‌ها و گروه‌های نفوذ، این مشارکت را تسهیل کرده است. در نتیجه، مشارکت استراتژیک هند با اسرائیل حاصل راهبرد دولت مودی برای ارتقای جایگاه بین‌المللی هند و مهم‌تر از همه، موازنه‌سازی در برابر ظهور چین است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل نهاد گرایانه نفوذ اندیشکده‌های ایرانی و آمریکایی بر دیپلماسی و سیاست خارجی</title>
      <link>https://www.dpiq.ir/article_250341.html</link>
      <description>اندیشکده‌ها به‌عنوان نهادهای واسط میان دانش تخصصی و ساختارهای تصمیم‌گیری، نقش فزاینده‌ای در فرآیند دیپلماسی و سیاست‌گذاری خارجی ایفا می‌کنند. با این حال، میزان اثرگذاری این نهادها بر دیپلماسی تابعی از ساختار نهادی، سطح استقلال، منابع، شبکه‌های ارتباطی و توانایی آن‌ها در دسترسی به فرآیندهای تصمیم‌گیری و مذاکرات دیپلماتیک است. این پژوهش با اتخاذ رویکرد نهادگرایی، به تحلیل تطبیقی عملکرد و نفوذ چهار اندیشکده منتخب، یعنی اندیشکده‌های بروکینگز و کارنگی در آمریکا و اندیشکده حکمرانی شریف و مرکز مطالعات سیاسی و بین‌المللی وزارت امورخارجه در ایران بر دیپلماسی و سیاست خارجی این دو کشور می‌پردازد. روش تحقیق کیفی و مبتنی بر مطالعه موردی تطبیقی، تحلیل اسناد، بررسی خروجی‌های پژوهشی و ردیابی فرآیندهای تأثیرگذاری بر مذاکرات و تصمیم‌گیری‌های دیپلماتیک است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که اندیشکده‌های غربی به دلیل استقلال نهادی توأم با پیوندهای غیررسمی با بدنه دیپلماسی، شبکه‌سازی گسترده و برخورداری از مکانیسم‌های دیپلماسی پشت‌صحنه، از نفوذ بیشتری در شکل‌دهی به دستور کار مذاکرات، محتوای توافقات بین‌المللی و جهت‌گیری دیپلماسی برخوردارند. در مقابل، اندیشکده‌های ایرانی به‌رغم نقش رسمی یا ظرفیت علمی قابل‌توجه، به دلیل محدودیت‌های نهادی، فقدان سازوکارهای نهادینه‌شده برای اتصال به فرآیند دیپلماسی رسمی و غلبه برخی رویکردهای تشریفاتی، نفوذ محدودتری بر پویش‌های دیپلماتیک جاری دارند. بدون اصلاح بسترهای نهادی و ایجاد حلقه‌های واسط میان اندیشکده و ساختار دیپلماسی، انتظار افزایش نفوذ اندیشکده‌ها بر دیپلماسی و سیاست خارجی واقع‌بینانه نخواهد بود. این پژوهش بر ضرورت بازاندیشی در جایگاه نهادی و راهبردهای ارتباطی اندیشکده‌های ایرانی با دستگاه دیپلماسی تأکید دارد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
