<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>تعاملات دیپلماتیک</title>
    <link>https://www.dpiq.ir/</link>
    <description>تعاملات دیپلماتیک</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 22 Jun 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>گفتمان دیپلماتیک ایران در بحران ژوئن ۲۰۲۵: تحلیل مقاومت گفتمانی در برابر نابرابری ساختاری</title>
      <link>https://www.dpiq.ir/article_240622.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف تحلیل گفتمان دیپلماتیک ایران در پی حمله اسرائیل به ایران در ژوئن ۲۰۲۵ &amp;amp;nbsp;و پاسخ به این سؤال انجام شده است: &amp;amp;laquo;گفتمان دیپلماتیک ایران در پاسخ به حمله اسرائیل چگونه شکل گرفته است و آیا می‌توان آن را به‌عنوان یک عمل مقاومتی در برابر نظم گفتمانی مسلط تفسیر کرد؟&amp;amp;raquo; روش تحقیق کیفی و بر اساس چارچوب تحلیل انتقادی گفتمان (CDA) فرکلاف (۲۰۰۹) است. جامعه پژوهش شامل تمامی متون منتشر شده توسط وزیر امور خارجه ایران، در بازه زمانی ۱۳ تا 23 ژوئن ۲۰۲۵ است که با روش نمونه‌گیری هدفمند، ۱۴ متن رسمی و عمومی (نامه، بیانیه، سخنرانی، پیام شبکه اجتماعی) انتخاب شدند. داده‌ها از طریق تحلیل مستند جمع‌آوری و برای ساماندهی و کدگذاری داده‌ها از نرم‌افزار NVivo (نسخه ۱۴) به‌عنوان ابزار کمکی استفاده گردید و با روش تحلیل گفتمان فرکلافی (تحلیل متن، عمل گفتاری، بافت اجتماعی) تحلیل شدند. روایی و پایایی از طریق بررسی همتا، کدگذاری دوبل و توصیف غنی تأمین شد. یافته‌ها نشان می‌دهد که گفتمان وزیر امورخارجه حول چهار مضمون کلیدی شکل گرفته است: &amp;amp;laquo;دفاع مشروع&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تجاوز غیرقانونی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;دیپلماسی نابودشده&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;بی‌عدالتی غرب&amp;amp;raquo;. این گفتمان با استفاده از زبان حقوقی، استعاره‌های اخلاقی و دوگانه‌سازی، اقدامات ایران را به عنوان واکنشی قانونی و اخلاقی مشروعیت می‌بخشد و در مقابل، رژیم صهیونیستی و حامیانش را به عنوان متجاوز و بی‌اخلاق ترسیم می‌کند. تحلیل عمل گفتاری نشان می‌دهد که متون هم از طریق کانال‌های رسمی (شورای امنیت، آژانس) و هم دیجیتال (شبکه X) تولید و توزیع شده‌اند تا هم نهادهای بین‌المللی و هم افکار عمومی جهانی را هدف قرار دهند. در بافت اجتماعی، این گفتمان نشان‌دهنده‌ی تلاش آگاهانه‌ای برای ساخت یک گفتمان مقاومتی در برابر سلطه‌ی گفتمانی مسلط است، هرچند تأثیر آن در سطح بین‌المللی هنوز نیازمند بررسی‌های بیشتر است. &amp;amp;laquo;نتیجه‌گیری نشان می‌دهد که گفتمان دیپلماسی ایران یک استراتژی پیچیده و چندلایه است که فراتر از مشروعیت‌بخشی به اقدامات دفاعی، سعی دارد از طریق چالشِ نظم گفتمانی مسلط، گفتمانی جایگزین برای مقاومتِ سیاسی-ایدئولوژیک ارائه کند.&amp;amp;raquo;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مطالعه تطبیقی دیپلماسی برندینگ‌سازی "ملی ورزشی "جمهوری اسلامی ایران و قطر طی دو دهه اخیر: با تاکید بر روش بردی</title>
      <link>https://www.dpiq.ir/article_239023.html</link>
      <description>برندینگ ملی ورزشی به استفاده از ظرفیت‌های ورزشی یک کشور برای ساخت و تقویت هویت ملی و بهبود تصویر بین‌المللی آن کشور اشاره دارد. این فرآیند به کشورها کمک می‌کند تا از طریق موفقیت‌های ورزشی، جایگاه اقتصادی، سیاسی و فرهنگی خود را ارتقا دهند. در دنیای امروز، برند سازی ورزشی ابزار کلیدی برای رقابت در سطح جهانی است. هدف این پژوهش مقایسه تطبیقی برندینگ ملی ورزشی ایران و یکی از کشورهای حوزه خلیج‌فارس "قطر" است، که در این حوزه دستاوردهای موفقیت‌آمیزی داشته است. این پژوهش با استفاده از روش مقایسه‌ای تطبیقی انجام‌شده و روش گردآوری داده‌ها به شیوه کتابخانه‌ای و استفاده از اسناد و مدارک موجود علمی است. چارچوب نظری این پژوهش مبتنی بر برندینگ ملی سیمون آنهولت است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد که کشور قطر در ابعاد حکمرانی، سرمایه‌گذاری، گردشگری و صادرات ورزشی عملکرد موفق‌تری نسبت به جمهوری اسلامی ایران داشته است. در مقابل، ایران علی‌رغم برخورداری از ظرفیت‌های فرهنگی و تاریخی برجسته، به دلیل نبود سیاست‌گذاری منسجم و ضعف در حکمرانی ورزشی، نتوانسته از این ظرفیت‌ها در راستای برند سازی ملی ورزشی&amp;amp;nbsp; بهره‌برداری مؤثر نماید.</description>
    </item>
    <item>
      <title>دیپلماسی اقلیمی اتحادیه اروپا و بازتعریف روابط تجاری جهانی: تاثیر سیاست‌های اقلیمی بر روابط تجاری با چین</title>
      <link>https://www.dpiq.ir/article_241792.html</link>
      <description>پس از توافق پاریس ۲۰۱۵، دیپلماسی اقلیمی اتحادیه اروپا از رویکردی محیط‌زیستی به محور راهبردی سیاست‌گذاری در حوزه‌های کلیدی از جمله تجارت، سیاست خارجی و رقابت‌پذیری اقتصادی تبدیل شد. اتحادیه با اتکا به نقش خود در شکل‌دهی توافق پاریس، تلاش کرد پیوند میان اقلیم و ابزارهای تجاری را تقویت کند و استانداردهای اقلیمی خود را در عرصه جهانی گسترش دهد. این تحول، گذار اتحادیه از &amp;amp;laquo;رهبری هنجاری&amp;amp;raquo; به &amp;amp;laquo;تنظیم‌گری فرامرزی&amp;amp;raquo; را رقم زد و ساختار چند سطحی جدیدی از حکمرانی اقلیمی ایجاد کرد که اقلیم را به ابزاری برای مشروعیت سازی داخلی و کنشگری خارجی تبدیل نمود.&#13;
&amp;amp;laquo;پیمان سبز اروپا&amp;amp;raquo; در سال ۲۰۱۹ این روند را نهادینه کرد و اتحادیه را متعهد به بی‌طرفی اقلیمی تا ۲۰۵۰ و کاهش ۵۵ درصدی انتشار تا ۲۰۳۰ ساخت. یکی از مهم‌ترین ابزارهای آن &amp;amp;laquo;سازوکار تعدیل مرزی کربن&amp;amp;raquo; است که با قیمت‌گذاری کربن بر واردات محصولات انرژی‌بر، به دنبال حفظ رقابت‌پذیری صنایع اروپایی است. این سازوکار، پیامدهای گسترده‌ای بر دسترسی شرکای تجاری از جمله چین به بازار اتحادیه اروپا دارد. رابطه اقلیمی اتحادیه اروپا و چین ترکیبی از همکاری و رقابت است. هرچند اسناد مشترک بر نقش کلیدی چین در گذار کم‌کربن تأکید کرده‌اند، اختلافات مهمی درباره عدالت اقلیمی، تعهدات کاهش انتشار و الگوی حکمرانی میان دو طرف وجود دارد. چین سازوکار تعدیل مرزی کربن را ناقض اصول تجارت آزاد دانسته و آن را تهدیدی برای رقابت‌پذیری صادرات خود می‌بیند و هم‌زمان مسیرهای دیپلماتیک، اصلاحات داخلی و تنوع‌بخشی تجاری را دنبال می‌کند. در مجموع، دیپلماسی اقلیمی اتحادیه هم‌زمان موجب همگرایی محدود و تشدید رقابت ژئوپلیتیک در روابط تجاری با چین شده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>بحران اوکراین 2022 و روابط دیپلماتیک ایران و روسیه</title>
      <link>https://www.dpiq.ir/article_236403.html</link>
      <description>بحران اوکراین 2022 علاوه بر روابط قدرت‌های بزرگ، روابط روسیه و ایران را تحت تأثیر قرار داده است. پژوهش حاضر با بهره‌گیری از رهیافت واقع‌گرایی تدافعی و نظریه موازنه‌ی تهدید والت به ارزیابی آثار بحران اوکراین بر روابط ایران و روسیه پرداخته و نشان می‌دهد که بحران با تعمیق درک تهدیدهای غرب در تهران و مسکو، زمینه‌های لازم برای همسویی و تقویت همکاری دو کشور در ابعاد سیاسی، اقتصادی، بین‌المللی، فضایی و نظامی را فراهم کرده است. در بعد اقتصادی، رویکرد روسیه همانند انگلیس در ابتدای قرن نوزدهم، متنوع‌سازی روابط اقتصادی و یافتن بازارهای جدید است که احیای طرح‌‌ تاریخی راهگذر شمال - جنوب، طرح ابتکار راهبردی انتقال گاز طبیعی به رقیب سنتی انرژی خود و مقابله مشترک با اقدامات قهری یکجانبه در همین راستا تحلیل می‌شود. بحران اوکراین منجر به ارتقای روابط ایران و روسیه به سطح مشارکت جامع راهبردی، گسترش همکاری‌های فضایی و افزایش مراودات نظامی مانند یک خیابان دو طرفه شده است. نهایتاً همکاری‌های بین‌المللی ایران و روسیه بهبود یافته و مسکو مخالف تحریم‌های غرب علیه ایران در سازمان ملل و موافق پیوستن ایران به قالب‌های نوظهوری مانند شانگهای و بریکس است. پژوهش پیش‌رو کیفی و با رویکرد توصیفی - تحلیلی است و گردآوری داده‌ها با روش تحلیل محتوا از طریق مراجعه به اسناد و منابع کتاب‌خانه‌ای صورت گرفته است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>آینده‌پژوهی نظم امنیتی منطقه غرب آسیا در فضای دیپلماسی پس از پیمان ابراهیم بر اساس روش پیتر شوارتز</title>
      <link>https://www.dpiq.ir/article_236404.html</link>
      <description>تحولات اخیر در منطقه غرب آسیا، به‌ویژه پس از امضای پیمان ابراهیم، نشانه‌هایی از بازآرایی نظم امنیتی و شکل‌گیری ائتلاف‌های جدید به همراه داشته‌اند. این پژوهش با تمرکز بر پیامدهای این پیمان، تلاش دارد آینده نظم امنیتی منطقه را با تکیه بر روش‌ آینده‌پژوهی و سناریونویسی بررسی کند. پرسش اصلی این است که در پرتو تحولات ناشی از پیمان ابراهیم، چشم‌انداز نظم منطقه‌ای در غرب آسیا چگونه ترسیم می‌شود؟ چارچوب نظری پژوهش بر مبنای نظریه‌های واقع‌گرایانه استوار است و با استفاده از الگوی سناریونویسی پیتر شوارتز و روش تحلیلی دیمتل، دیدگاه‌های ۲۷ نفر از کارشناسان و پژوهشگران حوزه روابط بین‌الملل گردآوری و تحلیل شده است. یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد، پیمان ابراهیم زمینه‌ساز واگرایی بیشتر در منطقه شده و به پیدایش بلوکی نوظهور با محوریت رژیم صهیونیستی و مشارکت برخی دولت‌های عربی انجامیده است. در مقابل، جمهوری اسلامی ایران و گروه‌های همسو با آن، با حفظ راهبرد مقاومت فعال، همچنان در موقعیتی تقابلی با این محور قرار دارند. در میان سناریوهای ترسیم‌شده، تداوم وضعیت موجود به‌عنوان محتمل‌ترین سناریو شناسایی شد. به این معنا که علی‌رغم تلاش قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای شکل‌دهی به نظم مطلوب خود، به دلیل استمرار رقابت‌های ژئوپلیتیکی و هزینه‌های بالای تغییر موازنه قوا، ساختار فعلی با افت‌وخیزهایی به مسیر خود ادامه خواهد داد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>فراتر از میدان بازی: تاثیر جنگ روسیه و اوکراین بر دیپلماسی ورزش جهانی</title>
      <link>https://www.dpiq.ir/article_241789.html</link>
      <description>اثرگذاری تحولات سیاسی بین‌المللی بر رویدادهای ورزشی بخش جدای ناپذیر از زندگی سیاسی بین‌المللی است. این موضوع در بسیاری از دوره‌های تاریخی نظام بین‌الملل به‌خصوص جنگ سرد و سال‌های بعد از آن&amp;amp;nbsp; قابل‌توجه بوده است. حمله روسیه به اوکراین و آغاز جنگ 2022 بین این دو کشور و تبعات گسترده آن باعث شد موضوع تأثیرات رویداد سیاسی بر دنیای ورزش بار دیگر کانون توجهات قرار گیرد. از سوی دیگر میزان اثرگذاری و گستردگی منازعه اخیر بر مناسبات ورزشی بسیار ‌خاص بوده است و از آغاز حملات نظامی روسیه علیه اوکراین حجم گسترده‌ای از تحریم‌ها متوجه این کشور بوده&amp;amp;nbsp; که باعث شده در مقایسه با دوران گذشته منحصربه‌فرد باشد.&amp;amp;nbsp; بااین‌وجود پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤال است جنگ ۲۰۲۲ روسیه و اوکراین چگونه مناسبات ورزش جهانی را تحت تأثیر قرار داده و منجر به تغییر رویکرد نهادهای بین‌المللی شده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می‌شود که جنگ ۲۰۲۲ با نقضِ اصل بی‌طرفی سیاسی در ورزش جهانی، رویکرد سازمان‌های بین‌المللی را تغییر داده است؛ به‌گونه‌ای که از طریق ابزارسازیِ تحریم‌ها (شامل ممنوعیت حضور تیم‌ها، حذف ورزشکاران و بایکوت اقتصادی اسپانسرهای روسی)، ورزش جهانی به عرصه‌ای برای منازعات ژئوپلیتیک و اعمال قدرت نرم علیه دولت‌های متخاصم تبدیل شده است.&amp;amp;nbsp; </description>
    </item>
  </channel>
</rss>
